خانوادگی

محمد
سلام،من پسری هستم 31ساله با ی دختری متولد 1377 حود 4ساله نامزد بودم وقبل محرم امسال عروسی کردیم،در دوران نامزدی بینمون یک سری مشاجرات و دعواهایی بود ولی زیاد حاد نبود،تا اینکه رسید به روزای قبل عروسی که هی میگفت نمیخامت و دوست ندارم و ازین حرفا،درضمن توی دوران نامزدی هم بهم اینا را میگفت،بعدش راضی شد که عروسی کنیم و من هم جشن عروسیا گرفتم و اوردمش خونه بابام و فرداشم جشن پاتختی و گرفتیم و رفتیم خونه ای که خودم اجاره کرده بودم و شروع به زنگی کردیم،الانم حدودای ده روزه رفته خونه باباش و میگه من باهات نمیام،چون دوست نداذم و ازت خوشم نمیاد، {یه مشگلی که هست اینه که ایشون هنوز دوشیزه هستن،چون شب عروسی بنده بخاطر استرس نتونستم کاری بکنم بقیش هو هر وقت میرفتم پیشش میگفت حسی ندارم و پسم میزد }لطفا کمکم کنید، محمد رضایی