طلاق از طرف زن

پریسا
با سلام و عرض ادب خدمت شما خانوم بوجاری نژاد... مچکرم که وقتتون رو در اختیارمون قرار میدید... بیوگرافی کوتاه از خودم ارائه میدم.... پریسا ۱۹ساله...ساکن اراک هستم...۳ساله ازدواج کردم با پسرخالم.مزاحم وقتتون شدم تا کمکم کنید راه بهترو انتخاب کنم برای ادامه زندگیم... خانواده شوهرم توزندگیم دخالت میکنن...مثلا اگر کلاسی بخوام ثبت نام کنم،اول همسرم باید با پدرش صلاح و مشورت کنه،بعد اجازه به من بده. همسرم تابع پدرشه...تابع عقاید و رفتار.ما پیش خانواده همسرم زندگی میکنیم...هرچند،وقتی اومد خواستگاری حرفی در این مورد با من حرفی نزد.و بعد عقد گفت قراره تا آخر عمر پیش خانوادم زندگی کنیم...من فکر میکردم سال اول فقط پیش خانوادش می مونیم و بعد از اینکه کمی تونستیم خودمونو جمع و جور کنیم،خونه ای جدا از اونها خواهیم گرفت...ولی زهی خیال باطل!همسرم گفت نه و نمیتونه از خانوادش جدا بشه.چون خالم تنها ۲تا پسر داره.همسر منم،فرزند اوله. خالم خیلی اذیتم میکنه... همش منو با دیگران مقایسه میکنه و زجرم میده.این موضوع رو به همسرم گفتم...و اونم با مامانش حرف زد تا دیگه اذیتم نکنه....ولی بی فایده بود...و بازم ادامه داره این رفتارش...وقتی دوباره از همسرم میخوام که پشتم باشه،دیگه انگار براش مهم نیست...مهم نیست که دیگه پدر مادرش توزندگیمون دخالت میکنن یا نه..توزندگیمون،نه استقلال داریم،و نه اختیار. همسرم نمیتونه مستقل باشه...و من دیگه نمیخوام باهاش زندگی کنم.نه خودش،و نه خانوادش،نمیذارن که ازش جدا بشم.واقعا دیگه تحمل این زندگی رو ندارم.از چه راهی میتونم طلاقمو بگیرم؟خواهش میکنم کمکم کنید... با گرفتن وکیل،میتونم کاری کنم؟