رواني قلمداد كردن ديگري

فرهاد

عمه من توسط دختر هايش كه فكر مي كنند رواني است در حالي كه سالم و تمام خانواده هم مي دانند و با اين ترفند مي خواهند كه قيمومت يا هر جور ديگري ماشين و خانه او را از وي بگيرند و يك بار هم پدر من دختر هايش را قانع كرد و يكي از انها آمد ودر پرونده درج نمود كه مادرم سالم است و مي خواهم ببرمش ولي باز دوباره اورا در بيمارستان رواني انداختن و قبل از اين كه به بيمارستان بندازند عمه رفت كه برگه سلامت بگيرد و يك شكايت هم طرح كرد و پزشكي قانوني هم مي گفت كه تو يك بار اينجا امده با دختر هايت در حالي كه چنين نبود ونيز دختر ها آلان شكايت دو تا از برادر هاي عمه ام را نموده كه اين ها نمي گذارند مادرمان را خوب كنيم درحالي كه مادر توانايي اداره اموالش را دارد حاضر نيست خانه وماشين را به نام آنها نمايد درضمن دخترها پيش و زندگي نمي كنند و يكي از آنها هم به يك تهراني شوهر كرده و خودش تنها است و شوهرش هم كاري ندارد.
حال برادر ها در مورد اين دو شكايت 1- يكي شكايت دختر ها از آنها تحت چه عنوان تقابلي مي توانند دفاع كنند
2- چگونه مي توان مادر را از بيمارستان رواني باتوجه به شكايت قبلي وي ودرجريان بودن آن ترخيص كرد
3- و راه اثبات اين كه مادر رواني نيست با توجه به پارتي بازي آنها چيست
4- درضمن مي توان به چه قوانيني استناد نمود