سرقت دوربین عکاسی

مریم سلیمانس
سلام.خسته نباشید.ببخشید میخواستم سوالی بپرس.چند روز پیش یکی از دوستانم که فامیلیت هم با هم داریم و هم شهری هم هستیم بدون اصلاع خانواده اش به تهران میاد و از من درخواست میکنه که ناهار رو با هم باشیم پس از دیدن این دختر به دلیل اینگه کارت بانکیم رو خونه جا گذتشته بودم به خانه برمیگردیم وقتی متوجه شد که کسی خونه نیست و فقط مادر بزرگم خونست و اینکه اونم میخواد مدتی بعد به بیرون برود مایل شد که به خانه بیاید وقتی که وارد خونه شد خودش مستقیم به سمت اتاق خواب رفت و گفت میتونم اینجای برم گفتم اره در همون ابتدا گوشیش و شارژرش رو از کیفش در اورد و زد به شارژ یعنی هیچ کار دیگه ای نداشت با کیفش وقتی که نشسته بودیم با هم گفتش که میتونم برم رو اون صندلی نشینم گفتم اره هر جا که راحتی بشین عزیزم صندلی هم بغل دست چوب لباسی هست و اینکه کیف دوربین عکاسی و فیلمبرداریمون هر دو اون جا اویزونه همیشه من برای تهیه غذا به اشپزخونه رفتم تا اینکه به مادر بزرگم بگم چی داغ کنه برامون و اینکه اصلا چی داریم تو یخچال چون راحت باشه ور اتاق رو بستم میگم که چون بدون اجازه از خانواده تهران اومده بود و مادربزرگمم فامیلشونه نمیخواستم متوجه این دختر بشه و اینکه این دختر چون که با پوشش همیشگیش فرق داشت و چادر سر نکرده بود و ارایش داشت مادر بزرگم حتی وقتی که سلام و علیک کرد باهاش نشناختتش دوباره برگشتم به اتاق و با هم صحبت میکردیم هنوز روی صندلی نشسته بود چند دقیقه بعد که از اتاق اومدم بیرون تا غذا ها رو بیارم خیلی طول کشید تا غذا ها رو حاضر کنم و اینکه داشتم راجب یه مساله خانوادگی با مادر بزرگم حرف میزدم فکر میکم چیزی حدود 8 یا 10 دقیقه توی اتاق تنها بود وقتی که در اتاق رو باز کردم دیدم اومده نشسته وسط اتاق و کیفشم بغل دستشه و یک سری وسایل رو از کیفش گذاشته بیرون مثل چادر و یک مشمبا که توش خوراکی بود و یه جعبه خودکار و هول شد وقتی من وارد اتاق شدم دست پاچه شد شروع کرد حرف زدن راجب یه چیز خیلی بی ربط!و همش بهم اصرار میکرد که میشه زود تر بریم بیرون از خونتون .و در اخر اینکه  خیلی رفتار های مشکوک دیگه و اینکه روز بعدش دوباره بدون اجاز خانوادش اومده بود تهران .و وقتی من این موضوع رو با خواهر شوهر اسن خانم در میون گذاشتم اصلا تعجب نکرد و گفت تنها راه اینه که بری و بهش بگی تنها مضنون تویی و همه فهمیدن دوربین رو بهمون پس بده حتی وقتی این ماجرا علنی شد به پدر ومادر و برادرش چیزی نگفته چون که کار خودش بوده و اس ام اس هایی که ازش دارم همش توش ترس داره .و این که دوربین رو شب قبل از این که این خانم بیان خونمون خواهرم تمیز میکنه و سر جاش میزاره و یک چیز دیگه اینه که زیپ کیف دوربین باز بوده