شوهرم خيانت كرده

سلام.خسته نباشيد.مشكل من يكم پيچيدست اما كامل توضيح ميدم اميدوارم راهنماييم كنيد.
سال ٩٤با اقايي ٢٦ساله عقد كردم.من الان ٢٠سالمه.عقدمون كاملا سنتي بود و بدون اشنايي قبلي(فاميل پدرم بودن).بعد از عقد رابطه جنسي داشتيم و باكره نيستم.در طول اين يك سال شوهرم به هر دري زد كه به همه ثابت كنه كه من فكرم جاي ديگست (من تك فرزندهستم و وضع مالي خوبي داريم و خواستگارهاي زيادي داشتم يكي از اين خواستگار ها پسرعموي مادرم بود كه اولين خواستگار من بود و من مايل به ازدواج بودم ولي خانوادم تاييد نكردن و پسرعموي مادرم شروع به اذيت كردن خانوادم كرد و اين قضيه همه جا پيچيد ولي ايشون بعد از اينكه من عقد كردم عقد كرد و چند هفته ديگه عروسيشه و هيچ گونه رابطه ايي با ايشون نداشتم و ندارم) اين عمل شوهرم باعث شد من بجاي اينكه بهش نزديك بشم و بشناسمش و عاشقش بشم ازش دور بشم و اين شد بهانه جديدش كه زنه من بهم توجه نداره و باز هم شروع كرد به گفتن اينكه فكر زنم جاي ديگست.شهريور ٩٤ خالم (كه دوسال از من بزرگ تره و زن برادر همون خواستگارم (پسرعموي مادرم) ميشه (الان عقد هستن و در شرف طلاق)) با شوهرم رابطه تلفني برقرار كرد و همه گذشته داشته و نداشته منو گذاشته بود كف دست شوهرم(زمان خواستگاري با اينكه خودشون از همه چي خبر داشتن پدرم بيشتر از ١٠بار جريان خواستگاري پسرعموي مادرم رو براشون تعريف كرد كه شكي باقي نمونه) اين كار خالم باعث شد اختلافمون ١٠٠برابر بشه و من تحت فشار پدر شوهرم اقدام به درخواست طلاق توافقي كردم(بدون مهريه) (پدرم براي ثابت كردن شرافت ما طلاها و يك ميليون پول نقد كه در اين مدت براي من خرج كرده بودن رو بهشون داد)كه مشاور به ما يك هفته وقت داد كه اشتي كنيم در اين يك هفته اشتي كرديم ولي شنبه هفته بعدش پدر شوهرم مارو وادار كرد بريم و دوباره درخواست طلاق بديم ما هم رفتيم و اين بار در خواست مهريه هم دادم(٣١٣ سكه تمام) پدر شوهرم با فهميدن اين موضوع شروع به فحاشي كرد توي محضر و ما چيزي نگفتيم و همه ي كارمنداي محضر شاهد هستن.رفتيم دادگاه شوهرم گفت كه اشتباه كردم و من بخشيدمش و به قاضي گفتيم كه درخواست رو لغو كنه.بعد از اين جريان شوهرم پنهاني با من و خانوادم رابطه داشت.( بعد از شهريور ٩٤ خانواده شوهرم هيچ گونه رابطه اي با من برقرار نكردن حتي حال و احوالم رو هم نپرسيدن).٢١اسفند براي شوهرم تولد گرفتم بعد از اين تاريخ شوهرم دوباره عوض شد و روز از نو و روزي از نو.من هم شروع به چك كردن شوهرم كردم و فهميدم كه با زن هاي زيادي رابطه داره (رابطه مجازي،تلفني،اس ام اسي،جنسي و..) ولي چيزي كه بيشتر از همه اذيتم ميكنه اينه كه خالم هم جز اون زن هاست و تاجايي كه من فهميدم ٣بار با هم رابطه جنسي داشتن.الان هم كه ميگه برو درخواست بده تا طلاق بگيريم مهريه هم بهت نميدم.من واقعا نميدونم چيكار كنم.مدرك هاي زيادي دارم ازش كه با چه زن هايي رابطه داشته اما نميدونم به حرف هاي من توجهي ميشه توي دادگاه يا نه؟برنده ميشم يا بازنده ؟بيشتر ابروم ميره يا ابروي رفتم برميگرده؟ شوهرم ادم زبون چربيه و من كم رو و ساكت و نميتونم رو دستش درام
من واقعا بازيچه شدم توي اين مدت احتياج به كمك از يك ادم با تجربه دارم اگه ميشه راهنماييم كنيد.
ببخشيد متن طولاني بود مي خواستم تمام جزئيات باشه