درخواست طلاق و مهریه

محمد

سلام خانم بوجاری نژاد
مشکل پیچیده ای برای برادرم پیش اومده
داداشم 26 سالشه و مذهبی بعد مادر و پدرم خواستند برای این آستین بالا بزنن. با معرفی اقوام یک دختری رو در نظر گرفتن و رفتن خواستگاری و همه چی به خوبی پیش رفت و هر دوطرف به توافق رسیدن و شروط همدیگه رو قبول کردن.
حالا شرط و شروط برادر من چی بوده؟ اینکه 1.همسرش باید باحجاب باشه.. 2.ممکنه بره سوریه مدافع حرم بشه.. اصلا قبل از خواستگاری اونا میدونستنن که با یک خانواده مذهبی طرف هستند ولی ما اونا رو درست و حسابی نمیشناختیم خلاصه دختره و مادره هم همیشه با حجاب ظاهر میشدن و اونم چه حجابی! با چادر و کاملا پوشیده ! پدره هم گفت جمله ی خودش: "من از همین حس شهادت طلبانه ی تو خوشم میاد!"
بعد الان دختره و خانواده ش زدن زیر همه چی و با تیپ فشن و بدحجاب ظاهر میشن و درخواست طلاق و مهریه کردن بدون هیچ دلیل و مدرک مشخصی فقط بر اساس بهانه های واهی و حرف و تهمت! یک اکانت اینستاگرام رو بهانه کردن و دختره مادر پدرش رو توجیه کرده که برادر من با دخترهای دیگه در ارتباطه! متهم به دروغگویی میکنن بدون هیچ دلیل و مدرک خاصی ! و یک اکانت اینستاگرام رو نشون میدن که این با دخترا در ارتباطه! پدر و مادر دختره هم که سر در نمیارن از اینترنت و موبایل دختره هم اونا رو فریب میده و پرشون میکنه و مادره هم از دختره بدتر حمله میکنه! کلی تهمت و افترا بی پایه و اساس..
این ها در حالیه که یک و دو ماهی بیشتر از عقد نمیگذره توی این مدت هم دختر و پسر 2-3بار بیشتر همدیگه رو ندیدن و احساس غریبگی دارند. برادر من هم کم رو و اهل رفت و امد نبوده و همین ها رو بهانه کردن و به دعوا و دروغ و تهمت کشوندن! اینها حتی مدتی هم صیغه نبودن که هم خانواده هم دختر و پسر شناخت پیدا کنند از هم(ساده لوحی) ! از خواستگاری بلادرنگ رفتن سر عقد اون هم با پافشاری و عجله از طرف خانواده دختر!(با صیغه مخالف بودن!)
درکل اونا موقع خواستگاری تا قبل از عقد خیلی از برادرم تعریف میکردن و پسندیده بودن ولی بعد از عقد 100درجه برگشتن.
این دعوا ها رو دقیقا بعد از اینکه برادرم اربعین رفت کربلا و برگشت شروع کردند. تو این مدت هم که کربلا بود مادربزرگمم (یکی از واسطه ها) فوت کرد وقتی داداشم برگشت دید دختره عکس بدحجابشو گذاشته رو پروفایل تلگرامش و کلا گارد گرفته(برادر منم توجهی نکرد به این موضوع و چیزی نگفت) در حالی که عزادار مادربزرگ بودیم مادرش هم زنگ زد با کمال وقاحت هرچه خواست گفت(بجای تسلیت!) و اینکه مهریه رو میذاریم اجرا و طلاق میگیریم و پسرت حق نداره دیگه بیاد اینجا!(درصورتی که قبل ازین گلگی میکردن چرا پسرت نمیاد!کم محلی میکنه!) و کلا سر دعوا دارن بدون هیچ دلیلی ! حالا ما باید چکار بکنیم ?
کار به جای باریک کشیده شده البته از طرف اونا ولی هنوز به دادگاه کشیده نشده فعلا در حد حرف و کل کل و دعواس البته ما هیچ مشکلی نداریم اونها هستن که گارد گرفتن و خباثت به خرج میدن و فکر و ذکرشان هم فقط مهریه هست.
دختره هم دیگه از چشم برادرم افتاده و محاله با این اوضاع راضی به ادامه باشه و عروسی و غیره...
مهریه هم حدود 100سکه تعیین شده
با این اوضاع ما باید چکار کنیم ?




محمد

سلام خانم بوجاری نژاد
مشکل پیچیده ای برای برادرم پیش اومده
داداشم 26 سالشه و مذهبی بعد مادر و پدرم خواستند برای این آستین بالا بزنن. با معرفی اقوام یک دختری رو در نظر گرفتن و رفتن خواستگاری و همه چی به خوبی پیش رفت و هر دوطرف به توافق رسیدن و شروط همدیگه رو قبول کردن.
حالا شرط و شروط برادر من چی بوده؟ اینکه 1.همسرش باید باحجاب باشه.. 2.ممکنه بره سوریه مدافع حرم بشه.. اصلا قبل از خواستگاری اونا میدونستنن که با یک خانواده مذهبی طرف هستند ولی ما اونا رو درست و حسابی نمیشناختیم خلاصه دختره و مادره هم همیشه با حجاب ظاهر میشدن و اونم چه حجابی! با چادر و کاملا پوشیده ! پدره هم گفت جمله ی خودش: "من از همین حس شهادت طلبانه ی تو خوشم میاد!"
بعد الان دختره و خانواده ش زدن زیر همه چی و با تیپ فشن و بدحجاب ظاهر میشن و درخواست طلاق و مهریه کردن بدون هیچ دلیل و مدرک مشخصی فقط بر اساس بهانه های واهی و حرف و تهمت! یک اکانت اینستاگرام رو بهانه کردن و دختره مادر پدرش رو توجیه کرده که برادر من با دخترهای دیگه در ارتباطه! متهم به دروغگویی میکنن بدون هیچ دلیل و مدرک خاصی ! و یک اکانت اینستاگرام رو نشون میدن که این با دخترا در ارتباطه! پدر و مادر دختره هم که سر در نمیارن از اینترنت و موبایل دختره هم اونا رو فریب میده و پرشون میکنه و مادره هم از دختره بدتر حمله میکنه! کلی تهمت و افترا بی پایه و اساس..
این ها در حالیه که یک و دو ماهی بیشتر از عقد نمیگذره توی این مدت هم دختر و پسر 2-3بار بیشتر همدیگه رو ندیدن و احساس غریبگی دارند. برادر من هم کم رو و اهل رفت و امد نبوده و همین ها رو بهانه کردن و به دعوا و دروغ و تهمت کشوندن! اینها حتی مدتی هم صیغه نبودن که هم خانواده هم دختر و پسر شناخت پیدا کنند از هم(ساده لوحی) ! از خواستگاری بلادرنگ رفتن سر عقد اون هم با پافشاری و عجله از طرف خانواده دختر!(با صیغه مخالف بودن!)
درکل اونا موقع خواستگاری تا قبل از عقد خیلی از برادرم تعریف میکردن و پسندیده بودن ولی بعد از عقد 100درجه برگشتن.
این دعوا ها رو دقیقا بعد از اینکه برادرم اربعین رفت کربلا و برگشت شروع کردند. تو این مدت هم که کربلا بود مادربزرگمم (یکی از واسطه ها) فوت کرد وقتی داداشم برگشت دید دختره عکس بدحجابشو گذاشته رو پروفایل تلگرامش و کلا گارد گرفته(برادر منم توجهی نکرد به این موضوع و چیزی نگفت) در حالی که عزادار مادربزرگ بودیم مادرش هم زنگ زد با کمال وقاحت هرچه خواست گفت(بجای تسلیت!) و اینکه مهریه رو میذاریم اجرا و طلاق میگیریم و پسرت حق نداره دیگه بیاد اینجا!(درصورتی که قبل ازین گلگی میکردن چرا پسرت نمیاد!کم محلی میکنه!) و کلا سر دعوا دارن بدون هیچ دلیلی ! حالا ما باید چکار بکنیم ?
کار به جای باریک کشیده شده البته از طرف اونا ولی هنوز به دادگاه کشیده نشده فعلا در حد حرف و کل کل و دعواس البته ما هیچ مشکلی نداریم اونها هستن که گارد گرفتن و خباثت به خرج میدن و فکر و ذکرشان هم فقط مهریه هست.
دختره هم دیگه از چشم برادرم افتاده و محاله با این اوضاع راضی به ادامه باشه و عروسی و غیره...
مهریه هم حدود 100سکه تعیین شده
با این اوضاع ما باید چکار کنیم ?