تقاضای جدایی از مادر

سیده مرضیه

سلام.مادر و پدر من حدود بیست ساله که باهم ازدواج کردن. من و خواهرم م از نتایج این ازدواج بودیم.من و خواهرم هردومون از اول زندگیمون شاهد طلمای مادرم به پدرم بودیم .مامان همیشه مارو اذیت میکرد به هر نحوی. حتی ما رو توی کودکی به بدترین وجه تنبیه های بدنی میکرد.طوری که ابروی من توی مدرسه چند بار رفت.به خاطر مامانم من میخواستم خودکشی کنم.که ناموفق بود و اونا هیچی نفهمیدن ما به خاطر مامانم بیچاره شدیم.ومن دیگه واقعا خسته شدم و میخوام ازخونه بره.متاسفانه دو دنگ از خونه مون به نام مامانه.

لطفا کمکمون کنید چون اگه بخوایم بازم با امید پدرمون ادامه بدیم دیوونه میشیم.اون کاری نمیکنه