كلاه برداري

فرناز

سلام خسته نباشين. من از تابستون سال قبل با يه آقايي آشنا شدم به قصد ازدواج. خيلي جدي و مصمم بودن و من حتي دوبار با خانواده اش ديدار كردم. ولي اولاي آشنايي بهش گفتم كه مادر من در حريان باشه بهم گفت خودم يه روز ميام بابهاش صحبت ميكنم. ايشون اهل تبريز بود و من اونجا دانشجو بودم. من درسم تموم شد و برگشتم شهرمون. بعد حدود ٤ ٥ ماه از آشنايي گفت يه كار جديد ميخواد شروع كنه و ازم پول خواست. به شدت مخالف اين بود كه خانواده اش نفهمن كه داره اقدام ميكنه واسه كار جديد. واقعيتش تو اين چند ماه واقعا اعتمادمو بدست آورد. بعد ازم خواست طلاهامو بهش بدم و يه هفته اي مياره. طلاهارم برده بود امانت بزاره به جاش پول بگيره كه بعد ٣ ماه بهم گفت طلاهارو آب كردن. حدود يه ماه بعد گرفت طلاها كمتر جوابمو ميداد، قطع ميكرد كلا محل نميزاشت. نزديكاي عيد كلا شمارشو خاموش كرد و يه شماره ي ديگه گرفت بعد اونم خاموش كرد. من دلم به اين خوش بود كه از خانواده اش حساب ميبرهو من شماره ي مامانشو دارم. ازم تا ١٥ ارديبهشت وقت خواست كه تا اون موقع ميشد ٤/٥ ماه. بعد ديدم خبري ازش نيست نه جواب پيامامو تو تلگرام ميده و مه شماره دارم ازش. منم زنگ زدم به مادرش و ديدم مامانش بر نميداره بعد از يكي از دوستام خواستم زنگ بزنه و بگه بهش جريانو. ولي قطع كرده بود بعد شنيدن اسم طلا. الان هيچ راه ديگه ندارم و ازش مدرك خاصيم مدارم طلا دادم دستش ولي يه چند تا پيام و ويس هست كه تو جواب اينكه طلاهامو كه آب كردن اوستا كار از كجا مياره درست كنن جواب داده. من نميخوام خونوادم بفهمن. چه ماري ميتونم بكتم؟